محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

10

خلاصة الحكمة ( فارسى )

نفس او ؛ كه بدون علم و اراده و امر او - سبحانه - هيچ حركتى و امرى از نفس صادر نمىگردد و از خود هيچ حركتى و ارادهء ندارد مانند « بدن » ، و زنده پاينده ، همه اوست سبحانه . و نيز علم به آن كه روح و نفس او اشرف ارواح و نفوس و بدن او اشراف ابدان و تركيب او اجمع و أتقن و أحكم « 1 » ابدان كل موجودات است و هيچ موجودى از موجودات ، چه روحانيات و چه جسمانيات ، و چه مجرّدات و چه مادّيات و چه لطايف و چه كثايف نيست كه در آن مجمع و تركيبْ مخمّر نيست و شكل و هيئت و صورت او بهترين اشكال و هيئات و صور مخلوقات است ، حاصل مىگردد . و لهذا بعد از معرفت و تبيين اين امور بى اختيار به زبان حال و مقال گويد « فتبارك اللّه احسن الخالقين » « 2 » . و در نهايت ، كمال وصول كه معرفت « خود » است ؛ كه بنده‌اى مخلوق ، ضعيف ، حقير ، فقير و محتاج در جميع امور به او - سبحانه - است . و [ به سبب ] عدم احاطه و شمول معرفت به كُنِه ذات و صفات و افعال او - تقدس و تعالى - و بى نهايتى و بى نيازى وعزت او سبحانه ، به لسان عجزْ نطق به « ما عرفناك حقَّ معرفتك » « 3 » نمايد . و به سبب قصور از امتثال حقّ عبادت و اداى شكر نعماى بى نهايت قديم و جديد او ، كه دم به دم به او مىرسد ، كه اگر لحظه‌يى و آنى نرسد معدوم مىگردد ، خواهد گفت « ما عبدناك حقَّ عبادتك » « 4 » ؛ زيرا كه عبادت ، فرع معرفت و به قدر آن است . به بيان ديگر آن كه : شرافت و فضيلت بر دو قسم است : يكى ذاتى ، و يكى عرضى . و ذاتى ، يا مختص به نوع است و يا به شخص . و امّا فضيلت و شرف « نوعى » آن ، به اعتبار تعلّق نفس ناطقه است بدان و جامعيت آن مر نفس حيوانى و نباتى را ؛ چنان چه فضيلت حيوان بر نبات به اعتبار تعلّق نفس حيوانى است بدان و فضيلت نبات بر جمادْ به جهت تعلّق نفس نباتى است بدان و فضيلت جماد بر

--> ( 1 ) . الف و ب : حكم . ( 2 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 14 . ( 3 ) . علامه مجلسى ، محمد باقر بن محمد تقى بن مقصود على مجلسى ثانى ، بحار الانوار ، مؤسسه الوفاء ، بيروت ، 1404 ه - . ق ، ج 68 ، ص 23 . ( 4 ) . همان مأخذ .